تبلیغات
شاهرگ ادب و هنر پارسی
صفحه نخست ارتباط با ما مشاهده در موبایل لینك RSS
امروز :
This is my idea : Freedom For All

دوشنبه 3 خرداد 1389
"کلاغ های قیطریه " همین روزها توسط انتشارات "نوح نبی" به بازار می آید.کمتر کسی از چاپ این کتاب خبر دارد. البته  چاپ یک کتاب اتفاق عجیبی نیست اما این که بدانی نویسنده این کتاب بازیگری است که نامش "بهنوش بختیاری" است کمی قلقلکت می دهد که وارد ماجرا شوی و همه چیز را از زبان خودش بشنوی. بهنوش بختیاری داستان نویسنده شدنش را برای برنا می گوید....

"کلاغ های قیطریه " همین روزها توسط انتشارات "نوح نبی" به بازار می آید.کمتر کسی از چاپ این کتاب خبر دارد. البته  چاپ یک کتاب اتفاق عجیبی نیست اما این که بدانی نویسنده این کتاب بازیگری است که نامش "بهنوش بختیاری" است کمی قلقلکت می دهد که وارد ماجرا شوی و همه چیز را از زبان خودش بشنوی. بهنوش بختیاری داستان نویسنده شدنش را برای برنا می گوید.
* کلاغ های قیطریه یک مجموعه داستان است. هنوز در دست چاپ است و بیرون نیامده. شامل 10داستان کوتاه است. تجربیات شخصی زندگی ام است. تا سه چهار سال پیش که کم کم داستان شان کردم و نوشتم. به پییشنهاد یکی از دوستانم، که معتقد بود داستان های قشنگی هستند، چاپ شان کردم.

* قبلا هم داستان هایی برای مجله های مختلف نوشته ام و چاپ شدند. نوشته های شخصی زیاد دارم. چون همیشه به داستان نویسی علاقه زیادی داشتم. اما هیچ وقت فکر نکرده بودم که به شکل جدی وارد حوزه ادبیات شوم. همیشه کتاب خواندن را دوست داشتم و اهل خواندن بودم و در کنارش به نوشتن هم علاقه داشتم. برای این که کتابم یادگاری باشد و کلمه ای از این کتاب به درد کسی بخورد چاپش کردم.

* کتاب شامل اتفاقاتی نیست که در زندگی ام افتاده باشد. نگرشی است که در زندگی ام پیدا کردم. در واقع تخیلات خودم است. همیشه سر فیلم که می رفتم بیشتر دیالوگ هایم را خودم می نوشتم. همه به من می گفتند تو چرا نمی نویسی؟ می گفتم:" آخه من در واقع فیلم نامه نیستم و از فیلم نامه نویسی متنفرم."

* نه استعداد فیلم نامه نویسی دارم و نه علاقه ای به آن . چون چیزی مثل فرمول برای نوشتنش دارد. داستان از بطن وجود آدم است و مثل یک چشمه زاینده است. اما در فیلم نامه نویسی باید دنبال تکنیک و فرمول و بالانس کردن موضوع بگردی و علاقه ای به این کار ندارم. در کل باید نظر مخاطب ها را دید. امیدوارم که کتابم را دوست داشته باشند ولی  اصلا ادعای نویسندگی ندارم.

* نوع نوشتن "زویاپیرزاد" را دوست دارم. کتاب های "احمد محمود"، "اسماعیل فصیح" ، "جلال آل احمد"، "جعفر مدرس صادقی" و "فرهاد جعفری" را دوست دارم.

* آخرین کتابی که خواندم "کارت پستال" نوشته روح انگیز شریفیان بود و کتابی به نام " سهم من" از "پرینوش سمیعی" خواندم . " سه گانه نیویورک" نوشته "پُل آستر" را هم این اواخر خواندم و خیلی دوستش دارم.

* امیدوارم اسمم روی جلد کتابم باعث فروش کتاب نباشد. دوست دارم آن را بخوانند و بعد به بقیه توصیه کنند که این را بخرید و بخوانید. یک چیزی به شما اضافه می کند.

* نویسندگی و بازیگری هر دو شیرین هستند. بازیگری سخت تر است. البته نویسندگی از نوع حرفه ای اش هم کار مشکلی است. در بازیگری هم روح، هم جسم و در واقع تمام ابزار وجودت را به کار می گیری. اما در نویسندگی فقط ذهنت کار می کند و حداقل یک جا فقط مشغول است. هرجفت شان شیرین اند و به هر حال هر کاری سختی های خاص خودش را دارد.

*نمی دانم که باز هم خواهم نوشت یا نه. به شکل خیلی اتفاقی داستان هایم را دارم چاپ می کنم. برای اینکه یادگاری از من بماند و اینکه شاید دو کلمه از کتابم تاثیر خوبی روی کسی بگذارد. به هر حال تصوری از آینده ندارم. شاید اصلا چاپ شد و یک سری گفتند: "خانم شما فقط بشین و بازیگری ات را بکن."

* احساس کردم که خوب است اگر بازیگر بتواند وارد حوزه ادبیات هم شود، تشویقی باشد برای بازیگران دیگر (مثلا خیلی از دوستان بازیگرم را می بینیم، قلم خوب، داستان و شعرهای خوبی دارند. بازیگرها حساس هستند و احساسشان یک کمی با بقیه فرق دارد)که کارهاشان را چاپ کنند.

* گاهی از کلمه ای در یک کتاب تاثیری خاص می گیرم. گفتم شاید یک کلمه من هم تاثیری خاص روی کسی بگذارد.

* از گفت و گوهای مختلفی که آدم ها درباره هم می کنند می ترسم. مثلا نمی دانم چاپ کتابم چه بازخوردهایی خواهد داشت.
چون همیشه در محافل، اظهار نظر و قضاوت زیاد است. اما به نظرم هر کسی حق دارد تجربه کند. هیچ کس هم نمی تواند بگوید که چرا! تجربیات شخصی آدم ها دیدنی است و به نظرم هر انسانی حق دارد این تجربیات را داشته باشد.

* تقریبا هر روز با صدای کلاغی در بالکن خانه ام بیدار می شوم. همیشه دلم می لرزید، چون می گویند قار قار کلاغ زیاد خوب نیست. ولی از روزی که این کلاغ قار قار کرد، زندگی من خیلی درخشان تر و خوب تر ش . این کلاغ برایم خیلی خوش خبر بود. احساس عجیبی بین ما بود. احساس می کردم صبح ها برای من حرفی یا پیغامی دارد. 

* ساعت خیلی عصبی ام می کند، برای همین ساعت کوک نمی کنم که صبح بیدارم کند. قار قار این کلاغ من را بیدار می کند و نمی گذارد که خواب بمانم. منزلم هم قیطریه است و به همین خاطر این اسم را انتخاب کردم. البته این اسم با یکی از داستان های کتاب هم مرتبط است.

* 6 فیلم سینمایی آماده اکران دارم؛ "از ما بهتران" ، "عروسک"، "سه نفر روی خط" ، "دلقک ها"، " بستنی یخی" و "ازدواج در وقت اضافه" . یک کار سینمایی کودک به نام "مینی بوس" که آماده اکران است و این روزها هم مشغول بازی در فیلم سینمایی" فرش قرمز"،  کار محسن دامادی و "به من نگو دزد" ، کار" عباس مرادیان" هستم. بازی در سریالی برای ماه رمضان به من پیشنهاد شده، ولی فعلاً قرارداد نبسته ام. 

منبع:برنا نیوز


برچسب ها : بهنوش بختیاری,کلاغ ها,قیطریه,
مرتبط با : مصاحبه, | ارسال شده توسط حسام در ساعت 15:57 | نظربدهید ()